شيخ حسين انصاريان
102
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
گفتارى از عارفان عاشق سالك و عارف الهى مىگويد : وقتى در يكى از ممالك گذارم افتاد . طبيبى را كه آثار دانش و آيات بينش از او ظاهر و هويدا بود در كويى ديدم به معالجت مشغول است . جمعى كثير از مرد و زن بر گرد او نشستهاند و منتظر گرفتن نسخه براى علاج دردند . من نيز در گوشهاى نشستم . چون از دستورالعمل بيماران خلاصى يافت روى به من كرده و گفت : اگر تو را نيز مطلبى هستى بگوى . گفتم : سالهاست به مرضى مبتلا هستم ، اگر توانى آن را معالجت نماى . گفت : آن كدام است ؟ گفتم : مرض گناه ، اگر از براى آن دوايى دارى از براى من بيان كن . طبيب لحظهاى سر به زير افكند ، پس قلم برداشت و گفت : از براى تو نسخهاى بنويسم آن را نيكو فهم نماى و بدان عمل كن . آنگاه قلم و كاغذ برداشت و اين كلمات نوشت : ريشههاى فقر را برگير ، با برگهاى صبر و هليلهء فروتنى و بليلهء افتادگى و روغن گل بنفشهء ترس ، با گل خطمى دوست و تمر هندى قرار ، با گل سرخ راستى ، چون اين دواها را به ميزان خود گرفتى ، محل آن را در ديگ دانش قرار ده و آب بردبارى و حقيقت به روى آن بريز و آتش آرزومندى زير آن ديگ برافروز و سوزندگى بر آن بيفزاى و آن را با ستام خشنودى حركت ده و سمقونياى زارى و بازگشت بر آن اضافه كن و به روى آن مقّل طاعت بريز ، سپس در عمل بكوش و آن شربت را در